| تاریخ انتشار: ۱۲:۵۸ ۱۴۰۵/۲/۹ | کد خبر: 179225 | منبع: |
پرینت
|
|
سخن از به قدرت رسانیدن احزاب هفتگانه و هشت گانه در هشتم ثور سال ۱۳۷۱ خورشیدی است.
هفتم ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی روز کودتا و به قدرت سیاسی لم دادن حزب گویا و یا به اصطلاح «دموکراتیک خلق» بود که کشت و کشتار و به اسارت کشانیدن مخالفین بالقوه و لشکر کشی به دهات و روستاها و به خاک و خون برابر نمودن مردم را ادامه داد.
از نخستین روزهای کودتای هفت ثور دیدیم و شنیدیم که مخالفت مردم برضد کودتاچیان در شهرها و دهات به شکل خودبخودی آثار خود را نشان داد. هرچند فاشیسم زیر نام «دموکراتیک خلق» کارد را به استخوان مردم رسانیده بود، به همان پیمانه مبارزه خودجوش برضد فاشیسم گسترش می یافت.
گروه های که خودشان را زیر نام اخوان فشرده ساخته بودند به سرعت سازماندهی در دهات را زیر نام و شعار «جهاد علیه کمونیسم» گسترش دادند و مردمی که در اثر بمبارد توپ و تانک و طیاره کودتاچیان ثوری به پاکستان و ایران فرار نموده بودند، بخش قابل توجه شان در هردو کشور سازماندهی شدند و بعد از لشکر کشی قوای شوروی امپریالیستی دیده شد که احساس مردم برضد تجاوزگران شوروی و کودتاچیان بسیار جریحه دار گردید.
از یکسو جنبش خودجوش مردم با احساس میهنی گسترش می یافت و از سوی دیگر تنظیم ها در پاکستان و ایران با شکل و شمایل ای کوشیدند هرچه سریعتر جنبش های خودجوش را زیر سلطه فکری و نظامی شان کشانیده و مخالفین شان را از سر راه خود دور مینمودند.
دولت های چین، آمریکای شمالی و اروپا و استرالیا و شرکا با همدستی با سلطنت عربستان سعودی و شیخ های منطقه دست بدست هم داده و به حمایت نظامی و مالی و فرهنگی گروه های اخوان و احزاب که همسو با آنها حرکت مینمودند، پرداختند. جمهوری ولایت فقیه مانند جمهوری اسلامی پاکستان به صدور افکار و نظریات و تشکیلات و شبکه های جاسوس خودشان در افغانستان پرداختند.
در چهارده سال میان هفتم و هشتم ثور دیده شد که در یکسو امپریالیسم شوروی، گروهای گویا «حزب دموکراتیک خلق» و «حزب وطن» را بیشتر از پیشتر مسلح ساخته و مشاورین شان در ارگ فرمانروای اصلی بودند در طرف دگر دولت های چین و امپریالیستهای آمریکایی و اروپایی و شرکا احزاب هفت گانه را با تمام امکانات حمایت و پشتیبانی نموده و به نیابت شان میدان های جنگ گسترش می یافت.
مردم افغانستان در میان دو سنگ آسیاب امپریالیستی قرار گرفته بودند تا که معاهده ژنیو میان شوروی و آمریکا و کودتاچیان کابل و جمهوری اسلامی پاکستان منعقد شد و شوروی خواست تا تقسیم اوقات بیرون شدن از افغانستان را عملی سازد.
چهارده سال بعد از کودتای هفت ثور دیده شد که اعضای حزب «دموکراتیک خلق» و «حزب وطن» با تعهد و معاهده جانبین به صفوف و رهبری تنظیم های هفت گانه و هشت گانه خزیدند و کابل و گارنیزون و وزارت داخله و دفاع را به احزاب هفت گانه و هشت گانه تقسیم نمودند.
از هشت ثور به بعد شهر کابل به حمام خون و ویرانه تبدیل شد.
از میان احزاب هفت گانه دوحزب اسلامی و جمعیت اسلامی در برابر همدگر بعد از هشتم ثور با زبان اسلحه و راکت بخاطر قدرت سیاسی بیشتر از پیشتر سخن گفتند و میان احزاب هشت گانه و جناح های عبدالعلی مزاری و اکبری و شیخ آصف محسنی مبارزه مسلحانه شدت یافت و جنبش ملی اسلامی هم در جنگ های در کابل و ولایت ها با سرب مذاب و گلوله سخن گفت.
گویند که در جنک میان حزب اسلامی و جمعیت اسلامی بیش از هفتاد هزار انسان در شهر کابل بخاک و خون کشانیده شدند و گلبدین مدال جلاد کابل و راکت یار را از آن خود ساخت..
هشت ثور سال ۱۳۷۱ خورشیدی روز جشن و به قدرت رسیدن احزاب هفت گانه و هشت گانه بود.
در چهارده سال خون بیش از یک میلیون انسان در افغانستان ریختانده شد و اگر خون هر انسان را پنج لیتر محاسبه نماییم، خون یک میلیون انسان برابر به پنج میلیون لیتر می گردد.
مردم افغانستان با ایثار بیش از پنج میلیون لیتر خون در هشتم ثور سال ۱۳۷۱ خورشیدی بار دیگر لباس خونین را به تن نمود و.....
عبدالباقی