جنگی که به ضد خود تبدیل شد
اختلالی گسترده در تولید نفت و گاز منطقه به‌وجود آمده که حدود یک‌سوم ظرفیت تولید انرژی این حوزه را درگیر کرده و در مدت یک یا دو روز قابل حل نخواهد بود 
تاریخ انتشار:   ۰۰:۱۶    ۱۴۰۴/۱۲/۲۱ کد خبر: 179012 منبع: پرینت

اختلالی گسترده در تولید نفت و گاز منطقه به‌وجود آمده است که حدود یک‌سوم ظرفیت تولید انرژی این حوزه را درگیر کرده و به‌هیچ‌وجه در مدت یک یا دو روز قابل حل نخواهد بود. بازگشت شرایط تولید و صادرات نفت به وضعیت پیش از آغاز جنگ، دست‌کم به شش ماه زمان نیاز دارد.
در چنین وضعیتی حتی ایالات متحده نیز قادر نیست امنیت انتقال نفت را تضمین کند. واقعیت این است که آمریکایی‌ها توانایی اسکورت و انتقال حتی یک لیتر نفت را در این مسیرهای پرتنش ندارند. این وضعیت باعث شده است که مفهوم «تضمین سرمایه‌گذاری» در منطقه با آنچه پیش از جنگ وجود داشت، به‌طور اساسی تغییر کند.

از سوی دیگر، امارات متحده عربی که بخش بزرگی از سرمایه‌های جهانی در آن متمرکز شده بود، با لرزش جدی روبرو شده است. برآورد می‌شود ۳۰ تریلیون دالر از دارایی‌ها و سرمایه‌های مرتبط با اقتصاد آمریکا در امارات گردش دارد، اما اکنون این ساختار مالی با خطر فروپاشی مواجه شده و امنیت سرمایه‌گذاری در این کشور به‌شدت زیر سؤال رفته است. نتیجه طبیعی چنین وضعیتی، تضعیف تدریجی جایگاه دالر در اقتصاد منطقه‌ای است، روندی که نشانه‌های پایان هژمونی آن را آشکار می‌کند.

در سطح کلان ژیوپلیتیک، واشنگتن با هدف درهم شکستن رقبای خود جنگی علیه ایران آغاز کرد، اما تنها ده روز پس از تشدید تنش‌ها، پیامدهای غیرمنتظره‌ای آشکار شد. مهم‌ترین گلوگاه تجارت جهانی، یعنی تنگه هرمز، عملاً فلج شد و بازارهای جهانی انرژی به‌سرعت واکنش نشان دادند.
قیمت نفت خام نفت خام برِنت از مرز روانی ۱۰۰ دالر عبور کرد و به ۱۱۹ دالر برای هر بشکه رسید، جهشی که نشانه‌ای از نگرانی شدید بازارها نسبت به اختلال در عرضه انرژی است.

اروپا که پس از بحران انرژی سال ۲۰۲۲ تلاش گسترده‌ای برای کاهش وابستگی خود به گاز روسیه انجام داد، اکنون با واقعیت تلخ روبرو است. سهم گاز روسیه در سبد انرژی اروپا از حدود ۴۰ درصد به ۱۳ درصد کاهش یافت و اتحادیه اروپا برای ساخت پایانه‌های شناور گاز مایع (LNG) و بازسازی زنجیره‌های لجستیکی، میلیاردها دالر هزینه کرد.
اما اکنون با توقف عرضه گاز از خاورمیانه، این زیرساخت‌های شتاب‌زده قادر نیستند کسری انرژی اروپا را جبران کنند. نتیجه آن است که همان بازیگر قدیمی دوباره در برابر دروازه‌های اروپا ظاهر شده است: ولادیمیر پوتین با همان «کلیدی» که بروکسل در سال ۲۰۲۲ به‌صورت نمایشی کنار گذاشته بود.

در چنین شرایطی، نفت و گاز روسیه ناگهان از جایگاه «انرژی دشمن» به یک شریان حیاتی برای اقتصاد اروپا تبدیل شده‌اند. منطق فشار تحریم‌ها در برابر واقعیت سخت کمبود فیزیکی انرژی فرو ریخته است.
در حالی که ترامپ تلاش داشت مسکو و تهران را در تنگنای سیاسی و اقتصادی قرار دهد، تحولات میدانی نتیجه‌ای کاملاً متفاوت به همراه آورد. روسیه و ایران نه‌تنها موقعیت خود را از دست ندادند، بلکه به مرکز یک نظم تازه در بازار جهانی انرژی تبدیل شدند.

اکنون روسیه بار دیگر آماده است تا نقش یک قطب بزرگ انرژی برای اروپا را ایفا کند و جایگاه خود را به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی ثبات در منطقه تثبیت نماید.
در مقابل، واشنگتن که انتظار یک پیروزی سریع و قاطع را داشت، با بحرانی طولانی‌مدت مواجه شده است. آمریکا درگیر جنگ نیابتی و پرهزینه شده است، در حالی که مسکو به‌تدریج دستاوردهای راهبردی خود را تثبیت می‌کند.
در نهایت، اروپا ناچار است واقعیت تلخ سیاست جهانی را بپذیرد: گاهی ژیوپلیتیک، آرمان‌گرایی سیاسی را به حاشیه می‌راند و کشورها مجبور می‌شوند داروی تلخ مصلحت‌گرایی را بنوشند.

محمد اقبال نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
جنگ آمریکا
اسراییل ایران
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است