ترامپ، اسراییل و ایران در تله تصمیم‌گیری
اگر ایران، اسراییل و آمریکا را سه بازیکن پوکر درنظر بگیریم، ایران اکنون بهترین دست را در اختیار دارد. ایرانی‌ها در مدیریت زمان و طولانی کردن بحران مهارت دارند 
تاریخ انتشار:   ۲۳:۳۰    ۱۴۰۴/۱۲/۶ کد خبر: 178935 منبع: پرینت

تصور عمومی بیشتر این است که اسراییل تنها تابعی از سیاست‌های واشنگتن است و موظف به پیروی از خطوط تعیین‌شده آمریکا می‌باشد، اما واقعیت در پرونده ایران متفاوت است: اسراییل نقش هدایت‌کننده دارد و تصمیمات کلیدی را تعیین می‌کند.
ترامپ اکنون در موقعیت دشوار قرار گرفته است و باید بین دو مسیر پرخطر انتخاب کند: یا وارد درگیری نظامی با ایران شود و از حمایت مالی و سیاسی محافل طرفدار اسراییل برای انتخابات میان‌دوره‌ای بهره ببرد، یا در برابر فشار نتانیاهو مقاومت کند و ریسک از دست دادن هر دو مجلس، شکست سیاسی و تهدید استیضاح را بپذیرد. پرسش اصلی این است که آیا تهران می‌تواند ترامپ را از این تله بیرون بکشد یا خیر؟

ترامپ در جستجوی راهی است تا برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند و بدون ورود مستقیم به جنگ، آن را به پیروزی خود تبدیل نماید. اما اسراییل خواهان تغییر بنیادین در ساختار قدرت ایران است، سرنگونی رژیم فعلی و نصب دست‌نشاندهٔ وابسته به موساد یا سیا. مشکل اصلی این است که اسراییل هیچ‌گاه میانجی صادق نبوده و به تدریج اهداف خود را تغییر داده است. آخرین مطالبه آن‌ها، تمرکز بر محدود کردن موشک‌های بالستیک ایران و قرار دادن آن در مرکز هر توافق احتمالی است.
ترامپ به خوبی از دستکاری‌ها و فشارهای نتانیاهو آگاه است. او ممکن است در ظاهر با خبرنگاران برخورد تند داشته باشد و وانمود کند که رییس‌جمهور مستقلی است و اسراییل تابع واشنگتن است، اما در عمل تصمیمات کلیدی همچنان در دست اسراییل باقی می‌ماند.

در حوزه نظامی، تنها ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن، قرار است با ناوی پیشرفته‌تر به نام ناو هواپیمابر یواس‌اس جرالد آر. فورد همراه شود. رسانه‌ها گزارش داده‌اند که لینکلن در دریای عرب مستقر است، فاصلهٔ ایمن از سواحل ایران و تهدیدهای حوثی‌ها. اما گزارش‌های دیگر نشان می‌دهد دلیل واقعی اعزام ناو دوم، مشکلات فنی لینکلن است که آن را در شرایط جنگی ناکارآمد می‌کند. این اقدام همچنین به ترامپ فرصتی می‌دهد تا طی یک ماه، راهی برای مذاکره یا مدیریت بحران بیابد. تهدید اصلی در این سناریو، اسراییل است نه ایران.

اسراییل پیش‌تر نیز با تهدید مستقیم واکنش نشان داده بود. زمانی که ترامپ در ژوئن سال گذشته با بمب‌های سنگرشکن وارد عمل شد، اسراییل اعلام کرد: «اگر اقدام نکنی، ما ایران را هدف قرار خواهیم داد.» این تهدید مؤثر واقع شد و اکنون، فشارها پیچیده‌تر شده است: «اگر با ما همراه نشوی، ما به‌طور مستقل عمل خواهیم کرد و تو مسوول پیامدهای سیاسی خواهی بود.»
در چنین موقعیتی، ترامپ به‌طور غیرمنتظره به سمت ایران متمایل شده است، زیرا توافق محدودکننده در زمینه غنی‌سازی اورانیوم می‌تواند دستاوردی قابل ارایه به افکار عمومی آمریکا باشد. طنز ماجرا این است که این پیمان در عمل نسخهٔ بازطراحی‌شده از توافق اوباما است که ترامپ در دوره نخست خود رد کرد و همین موضع بحران کنونی را رقم زد.

با این حال، حتی محدود کردن برنامه غنی‌سازی اورانیوم نمی‌تواند انتظارات اسراییل را برآورده کند، به ویژه پس از آنکه آن‌ها با نسل جدید موشک‌های بالستیک ایران آشنا شده‌اند. حمله ۱۲ روزه آمریکا در سال گذشته، ایرانی‌ها را با تمرکز و آمادگی بیشتری مواجه کرده و آن‌ها قادرند به هر نوع تجاوز پاسخ دهند، از جمله احتمال بروز جنگ تمام‌عیار.

گزارش‌ها نشان می‌دهند که ترامپ گزینه حمله سریع رفت‌وبرگشتی را بررسی کرده تا هم ایران را هشدار دهد و هم اسراییل را از تهدید آمریکا راضی کند، اما فرماندهان پنتاگون چنین طرحی را عملی ندانسته‌اند، زیرا ایران از نظر نظامی و اطلاعاتی آماده‌تر شده و عملیات موساد برای ایجاد ناآرامی داخلی شکست خورده است.
شرایط برای آمریکا بسیار دشوار است: نیروها و متحدانش در منطقه، به محض آغاز درگیری، در تیررس ایران قرار می‌گیرند. حمله مستقیم به ایران می‌تواند تلفات گسترده و اختلال در مسیرهای نفتی، از جمله تنگه هرمز، ایجاد کند، چه رسد به خطر آسیب به زیرساخت‌های اسراییل.

در این روند، این دیدگاه نیز مطرح شده است که تشدید غیرتصادفی پرونده مربوط به جفری اپستین سرمایه‌دار آمریکایی که درباره ارتباطات اطلاعاتی او اسنادی برملا شده، می‌تواند بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر باشد. طبق این روایت، احتمال قوی استفاده از مواد افشاگرانه علیه مقامات آمریکایی به‌عنوان اهرم فشار سیاسی مطرح می‌شود تا واشنگتن به سمت گزینهٔ نظامی علیه ایران سوق داده شود. طرح چنین سناریویی نشان می‌دهد که منازعه تنها در سطح نظامی جریان ندارد، بلکه ابعاد اطلاعاتی و سیاسی نیز به آن افزوده شده است.

علاوه بر این، روسیه و چین حمایت خود از ایران را افزایش داده‌اند. چین سامانه راداری پیشرفته‌ی به ایران داده که قادر است بمب‌افکن‌های رادارگریز آمریکا را تا فاصله ۷۰۰ کیلومتری شناسایی کند. این مساله هزینه هر حملهٔ را به‌شدت بالا می‌برد.
اگر ایران، اسراییل و آمریکا را سه بازیکن پوکر درنظر بگیریم، ایران اکنون بهترین دست را در اختیار دارد و گزینه‌های بیشتری برای بازی دارد. تهران می‌تواند به سمت توافقی با رفع تحریم‌ها پیش رود یا بازی طولانی‌مدت را تا انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ادامه دهد و فشار بر ترامپ را افزایش دهد. ایرانی‌ها در مدیریت زمان و طولانی کردن بحران مهارت دارند.
حتی خوش‌بینانه‌ترین ارزیابی از توان عملیاتی آمریکا نشان می‌دهد که دو هفته پس از آغاز حمله، ذخایر موشکی محدود می‌شوند. بنابراین هر فشار برای حمله، باید ریسک نابودی بالقوه آمریکا را نیز در نظر بگیرد، زیرا ایران نمی‌تواند در بازه کوتاه تسلیم شود.

در هر سناریوی برخورد نظامی با ایران، مساله تنها یک تبادل محدود آتش نیست، بلکه ورود به زنجیره‌ی از واکنش‌های متقابل است که می‌تواند در همان ساعات نخست، کنترل اوضاع را از دست همه بازیگران خارج کند. ایران طی سال‌های گذشته دکترین بازدارندگی خود را بر اساس پاسخ فوری و نامتقارن بنا کرده است، یعنی هر ضربه‌ی را بلافاصله با ضربه‌ی پرهزینه پاسخ دهد تا هزینه جنگ برای طرف مقابل حداکثر شود. در چنین چارچوبی، هر حملهٔ می‌تواند با واکنش مستقیم علیه اسراییل همراه شود و میدان نبرد از یک درگیری محدود به رویارویی گسترده منطقه‌ای تبدیل شود.

از دیدگاه گفتمانی، تهران احتمالاً خواهد کوشید نزاع را از سطح یک تقابل ژیوپولیتیک به سطحی هویتی ارتقا دهد، یعنی آن را نه تنها جنگ میان دولت‌ها، بلکه نبردی میان اسلام و دشمنانش معرفی کند. چنین رویکردی می‌تواند در کوتاه‌مدت موجی از همدلی و بسیج افکار عمومی جهان اسلام ایجاد کند، به‌ویژه اگر تصاویر اصابت نخستین موشک‌ها به شهرهایی مانند تل‌آویو بازتاب رسانه‌ای گسترده بیابد. در عصر شبکه‌های اجتماعی، یک تصویر می‌تواند ظرف چند دقیقه به سرمایه سیاسی تبدیل شده و دامنه بحران را فراتر از مرزهای جغرافیایی گسترش دهد.

آسیب‌پذیری ساختاری اسراییل در برابر جنگ فرسایشی بسیار مهم است: تمرکز جمعیت، تراکم زیرساخت‌های حیاتی و وابستگی شدید به سامانه‌های پدافندی پیشرفته، باعث می‌شود هر شکاف در سپر دفاعی پیامدهای روانی و اقتصادی سنگینی داشته باشد. درگیری طولانی می‌تواند فشار مضاعفی بر جامعه و اقتصاد وارد کند و حتی با برتری نظامی، هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی ایجاد کند.
خطر دیگر، هدف قرار گرفتن تأسیسات حساس مانند مجتمع هسته‌ای دیمونا در صحرای نِگِو (مرکز تحقیقات هسته‌ای شیمون پرز نِگِو) است. هرگونه اصابت مستقیم یا آسیب جانبی به این سایت می‌تواند سناریوی یک بحران هسته‌ای منطقه‌ای را رقم بزند که پیامدهای زیست‌محیطی و انسانی آن فراتر از مرزها خواهد بود.

سخن پایانی:
جنگ با ایران را نمی‌توان به‌عنوان عملیات محدود، کوتاه‌مدت و قابل‌کنترل تصور کرد. چنین رویارویی‌ ماهیت چندلایه و پیچیده دارد: از تشدید سریع و غیرقابل پیش‌بینی درگیری‌های نظامی گرفته تا انفجار هویت‌محور و ایدیولوژیک در سطح منطقه‌ای و احتمال وقوع فاجعه هسته‌ای. علاوه بر این، بی‌ثباتی گسترده امنیتی و خطر گسترش دامنه درگیری به کشورها و بازیگران فرامنطقه‌ای، همگی از پیامدهای محتمل چنین سناریویی هستند. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که جنگ‌ها ممکن است با یک تصمیم سیاسی آغاز شوند، اما پایان آن‌ها لزوماً در اختیار آغازگران باقی نمی‌ماند.

در این میان، سناریوی بسته‌شدن تنگه هرمز از سوی ایران یکی از پرریسک‌ترین متغیرها در معادله بحران است. این گذرگاه راهبردی، شریان اصلی انتقال بخش قابل توجهی از انرژی جهان به‌شمار می‌رود. هرگونه اختلال جدی در آن می‌تواند شوکی شدید به بازارهای جهانی وارد کند، قیمت انرژی را به‌طور جهشی افزایش دهد و زنجیره‌های تأمین بین‌المللی را مختل سازد. پیامدهای چنین وضعیتی احتمالاً در قالب رکود اقتصادی فراگیر، افزایش تورم، گسترش ناامنی غذایی و تشدید فقر در مناطق جهان بروز خواهد کرد.

افزون بر آثار اقتصادی، تشدید درگیری نظامی در این سطح می‌تواند به تلفات انسانی گسترده، تخریب محیط زیست دریایی و ساحلی، و آسیب جدی به زیرساخت‌های حیاتی منطقه منجر شود. بنابراین، هرگونه محاسبه درباره گزینه نظامی باید با درک دقیق از هزینه‌های ژیوپولیتیک، اقتصادی، انسانی و زیست‌محیطی آن صورت گیرد. پیامد ‌هایی که دامنه آن‌ها به‌مراتب فراتر از میدان نبرد خواهد بود.

محمد اقبال نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ترامپ، اسراییل
ایران جنگ
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است