| تاریخ انتشار: ۱۳:۰۳ ۱۴۰۴/۱۲/۴ | کد خبر: 178924 | منبع: |
پرینت
|
|
در جوامع عمیقاً مذهبی، یکی از لغزشهای پنهان اما سرنوشتساز این است که مرز میان «امر مقدس» و «فهم انسانی از امر مقدس» بهآرامی محو میشود. ایمان برای مؤمنان ساحتی قدسی دارد؛ اما پرسش بنیادین این است: آیا تفسیر ما از دین نیز همان منزلت را دارد؟ یا تفسیر همچنان یک فهم انسانی، تاریخی و خطاپذیر است؟
از منظر عقل فلسفی، هیچ فهم بشری مصون از خطا نیست. عقل حکم میکند میان «متن» و «برداشت از متن» تفکیک کنیم. اگر تفسیر انسانها همسنگ امر مقدس قرار گیرد، باب گفتوگو بسته میشود. برای نمونه، در بسیاری از جوامع وقتی فقیهی یک حکم خاص اجتماعی را «نظر قطعی دین» میخواند، عملاً امکان پرسش عقلانی از میان میرود؛ در حالی که همان مسئله ممکن است میان فقیهان دیگر محل اختلاف باشد. این خود نشان میدهد که با تفسیر انسانی روبهرو هستیم، نه با امر قدسیِ بیواسطه.
علم اجتماعی نیز این تمایز را تأیید میکند. تجربه تاریخی نشان داده است که قرائتهای دینی در طول زمان دگرگون شدهاند: مسائلی مانند آموزش دختران، شیوههای حکومتداری یا حقوق شهروندی در دورهای نامشروع دانسته میشد و در دورهای دیگر پذیرفته شد. اگر تفسیرها مقدس و ثابت میبودند، چنین تغییراتی رخ نمیداد. دادههای تاریخی بهروشنی میگویند که فهم دینی، مانند هر فهم انسانی دیگر، در بستر زمان تحول مییابد.
اما داوری نهایی در قلمرو اخلاق است. اخلاق میپرسد: پیامد مقدسسازی تفسیر چیست؟ اگر نتیجه آن خاموش شدن پرسش و رنج انسانها باشد، باید با صراحت گفت که مشکل از ایمان نیست، از مطلقسازی فهم انسانی است. مثال ملموس آنجا است که مأموری به نام دین، حقوق اولیه زن یا اقلیت را محدود میکند و میگوید: «ما فقط حکم دین را اجرا میکنیم»؛ در حالی که در واقع یک قرائت خاص را به جای خود دین نشانده است.
پیوند سهگانه روشن است:
عقل میگوید فهم انسان خطاپذیر است؛
علم میگوید تفسیرها در زمان دگرگون میشوند؛ اخلاق میگوید هیچ برداشتی نباید فراتر از پاسخگویی قرار گیرد.
نتیجه:
ایمان میتواند مقدس باشد، اما تفسیر ما از ایمان، انسانی و نقدپذیر است. جامعهای سالم است که این مرز ظریف را حفظ کند: حرمت ایمان محفوظ بماند، اما هیچ قرائت انسانی لباس عصمت نپوشد. هرجا این تفکیک رعایت شود، هم دین از ابزار قدرت شدن مصون میماند و هم عدالت امکان تحقق پیدا میکند.
محمد ناطقی