| افغانستان بیماری است که بیماری اش هرروز وخیم تر میشود، افراط گرایی و جهاد علیه مسلمانان به وسیله ی ویروس های دیگر پشتون سالاری و الیگارشی مذهبی در اوج خود است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۱۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۴ | کد خبر: 178878 | منبع: |
پرینت
|
|
افغانستان اکنون کشوری است منزوی و تنها که توسط پشتون های بربر که حکومتی قبیله ای به نام "امارت اسلامی" تشکیل داده اند. حکومتی که هرگز توسط مردم افغانستان به وجود نیامده بلکه بر ان ها تحمیل شده است. عملا اکنون مردم افغانستان گرفتار یک دیکتاتوری استبدادی و دینی شده اند.
دیکتاتوری که از اسلام سوءاستفاده می کند تا از اسلام به عنوان توجیهی برای دستورات پشتون سالارانه و الیگارشی مذهبی استفاده کند.نمونه ی بارز ان بستن مکاتب به روی دخترانی است که تنها گناهشان تولد در افغانستان و دختر بودن است.
مردم افغانستان و به خصوص تاجیک ها که سرسختانه پایبند به اسلام هستند به خوبی میدانند که علمای مذهبی و افراد مذهبی مهم افغانستان (به غیر از کسانی که خود دست در کیسه ی طالبان دارند) هرگز این حکومت را اسلامی نمی دانند حکومتی که باعث اسیب به چهره ی اسلام در سرتاسر دنیا شده و به نام قوانین اسلامی در حال افزایش محدودیت ها و فشار بر مردم افغانستان هستند چیزی که ممکن است نسل آینده ی افغانستان را بی دین و از دین متفر سازد.
طالبان با کار های که تاکنون در افغانستان و با جزانامه ی اخیرشان تیر خلاص را به اسلام واقعی زدند. اگر کسی مسلمان واقعی باشد باید جلوی ان ها را بگیرد.
در این مدت که از سال ۱۹۹۶ میلادی و با اولین دوره ی حکومت طالب ها شروع میشود به همه ی مردم افغانستان نشان داد پشتون ها چگونه افغانستان را اداره میکردند.
پشتون های که خود را یا به استخبارات پاکستان یا به امریکا فروخته اند و همواره می گویند ما حق حکومت بر افغانستان را داریم و قوم برتر هستیم!(نور الحق احدی دزدی که وزیر دارایی دولت پشتون خود فروخته کرزی بود) همینطور عبدالله عبدالله که این قدر او فردی وقیع است که او را نمی توان تاجیک نامید اگر حتی مادر او تاجیک بود. او همانند اشرف غنی دارایی و پول مردم افغانستان را دزدید و افغانستان را دو دستی به طالبان تقدیم کرد.
فدرالیسم در افغانستان همواره از دید بدی به ان نظر شده است همچو داکتر نجیب الله که معتقد بود فدرالیسم افغانستان را تجزیه می کند. اما ما هم دیدیم دولت مرکزی و متمرکز که قدرت ان در کابل جمع شده باعث جنگ داخلی و دیکتاتوری در افغانستان شده است.
پس راه حل چیست؟ ایا افغانستان محکوم به دیکتاتوری ابدی پشتون های وطن فروش است؟
اقای انور الحق احدی (که پشتون است) و دیگر همفکران وی معتقد هستند که پشتون ها تنها قومی هستند که حق حکومت در افغانستان را دارند و مالک افغانستان هستند (همانطور که در تاریخ هرگز پشتون ها اجازه ندادند تاجیک ها افغانستان را اداره کنند یا پادشاه شوند و فقط پشتون ها را انحصاراً برای پادشاهی در افغانستان می دانستند) باید پاسخ دهد که مگر کرزی عبدالله عبدالله و اشرف غنی پشتون تبار نبودند مگر هبت الله اخندزاده پشتون نیست؟ پس چرا پشتون ها این مدتی که در قدرت بودند فقط افغانستان را نابود کردند و ان را به یکی از توسعه نیافته ترین کشور های دنیا تبدیل نکردند مگر ان ها نبودند که افغانستان را به امریکا و پاکستان فروختند و زمین بازی و تست سلاح ها (همان بزرگترین بمب غیر هسته ای جهان) تبدیل نساختند؟
مگر ان ها نبودند که به دلیل قوم پرستیشان در بدخشان و پنجشیر با سیاست پشتون سلاری خود جز خون و مرگ چیزی نیاوردند و مردم بدخشان را بیسواد نساختند؟
اگر اکنون افغانستان در دام نیرو های سلفی-جهادی است (شبکه ی حقانی که همه آن ها پشتون هستند!) اینکه جوانان ما در داعش هستند و افغانستان قطب گروه های تروریستی است این ها تقصیر جوانان ما نیست بلکه تقصیر همین پشتون های است که جز بیکاری شکنجه فساد ناکارامدی و بدبختی چیزی در افغانستان نیاوردند.
پشتون ها تفکر قرون وسطایی خود در حال نابودی آینده ی نصف زنان و جمعیت افغانستان هستند همان های که زنان خود را به عنوان دیپلمات و نماینده ی مردم افغانستان به خارج میفرستند تا در جهنمی که شوهر و پدرانشان در افغانستان به وجود اورده اند نسوزند و در بهشت باشند!
داکتر نجیب الله از فدرالیسیم قومی می ترسید به گونه ی که تاجیک ها بخش های تاجیک را داشته باشند و پشتون ها بخش های پشتون را و هزاره ها هم بخش های مربوط به خودشان را و همین طور دیگر قوم های افغانستان. (میبینیم هزاره ها از هم اکنون قصد تشکیل جمهوری خودخواننده ی خود را دارند)
اما افغانستان فقط یک راه نجات دارد تا در جنگ داخلی دیگری نسوزد. فدرالیسیم جغرافیایی که در آن فارق از قومیت هر ولایت تبدیل به ایالتی شود و فارق از قومیت آن ایالت توسط یک فرد که توسط مردم آن ولایت انتخاب شده یا یک شهردار یا حکومتی محلی داشته باشد.(به گونه ای که اقتصاد آن ایالت و پلیس آن ایالت دست رهبر آن ایالت باشد ولی هنوز ارتش واحد در کشور وجود داشته باشد) در غیر این صورت با نوع کشور داری پشتون ها افغانستان به یک جنگ داخلی دیگر و خطرناکتر قومی خواهد رفت.
باید در نظر داشت امارت اسلامی که اکنون در حال پنهان کردن مشکلات داخلی درون گروهی خود است برخلاف چیزی که نشان می دهند در منتطقه ی خطر قرار دارند. شبکه ی حقانی القاعده و دیگر گروه ها مانند گرگ های هستند که اگر روزی هبت الله بمیرد حتما برای رهبری با هم درگیر شده و دوباره همان بدبختی جنگ برای تاجیک ها و تمامی مردم افغانستان است.
در نهایت اکنون افغانستان بیماری است که بیماری اش هرروز وخیم تر میشود این بیماری که افراط گرایی و جهاد علیه مسلمانان است به وسیله ی ویروس های دیگر پشتون سالاری و الیگارشی مذهبی در اوج خود است و تنها راه درمانش اتحاد ما مردم و فرزندان افغانستان است. بیاید برای یک بار افغانستان مان را از بستر این بیماری نجات دهیم و به ان جان تازه ای ببخشیم.
پویا محمدی
>>> لالام جان چه ضمانتی هست که بعد فیدرالیسم پشتون ها و گارنیزیون آنها آنقدر بالای مناطق غیر پشتون حمله نبرند که دوباره وضع را به نکبت فعلی برگرداندن در باره طالب هم اینکه از قدیم است نادر غدار و گروپ اش تا خود محمود هوتکی همیشه افراطی گرایی مذهبی قرین پشتو بوده چون هیچ حرف در تمدن مدنیت فرهنگ دیوان و دفتر هنر و هیچ عرصه جز کوچیپگری نداشته و ندارد . با پشتو زندگی نمیشود طالب را نابود کنی او خوداش را و هژمونی پشتونی وهابی دیوبندی بی تمدنی بی فرهنگی کوچیپگری را اینبار در قالب داعش یا القاعده بازسازی میکند تنها راه پنجاه میلیون تاجیک در آسیای مرکزی بشمول افغانستان استقلال است و تاجیکستان بزرگ به پایتختی بخارای شریف