ماموریت‌ طلبان نیرنگ‌باز و فرسوده
خیانت رهبران اقتدار فروش و معامله گر قابل بخشش نیست؛ اینها باید رسمآ از جامعه‌ی تاجیک افغانستان پوزش خواهی و از ایجاد اختلاف بیشتر دست بردارند 
تاریخ انتشار:   ۲۱:۳۷    ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ کد خبر: 178834 منبع: پرینت

روایت استوار اقتدار طلبانه؛ در برابر ماموریت‌ طلبان نیرنگ‌باز و فرسوده؛
کارنامه‌ی رهبران ماموریت‌ طلب در بیست سال گذشته در برابر اقوام غیر‌افغان؛ به‌ویژه تاجیکان، بر هیچ‌کسی پوشیده نیست؛ تاریخ این خیانت‌ها را بهتر از هر شاهدی دیگر ثبت کرده است و ثبت خواهد کرد.
اما پرسش اصلی این است: این معامله‌ گران تاریخ، دیگر از جان بیست میلیون تاجیک افغانستانی چه می‌خواهند؟
اقتدار و قدرت سیاسی را با قمار ننگین‌ شان مطلقاً از دست دادند؛ طالبان حاکمیت‌ شان را در سراسر کشور پس از پنجاه سال دوباره تثبیت و استحکام بخشیدند و امروز حتی یک پشیز برای این چهره‌های فراری ارزش قایل نیستند. پس این‌ها دیگر از جان تاجیکان؛ به‌ویژه بدخشانی‌ها، چه می‌خواهند؟

هرآنچه امروز اقوام غیر‌افغان از حذف کامل از ساختار سیاسی قدرت تا مهاجرت اجباری و سرکوب داخلی تجربه می‌کنند؛ نتیجه‌ی مستقیم عملکرد همین چند چهره‌ی اقتدار فروش و معامله‌گر است؛ کسانی که با بی‌تدبیری، کته گپی و خود خواهی، خانه‌ی تاجیک و دیگر اقوام زیر ستم را آتش زدند.
چهار سال با نام «مقاومت» کوشیدند خود را تنها طرف معادله‌ی افغانستان معرفی کنند و دوباره از آدرس تاجیکان معامله کنند. اما منطقه و طالبان ماهیت‌ شان را شناختند؛ نه تنها تحویل‌ شان نگرفتند؛ بلکه صدای‌ شان را نیز خاموش ساختند.

از دوستی با پدر سراج‌الدین حقانی تا تسلیت‌ نامه‌ی سفیر بی سواد اغبر در دوشنبه، از ایتلاف با استاد عطا تا فرستادن قانونی برای بهره‌برداری از منابع مالی او، از شورای داوودزی تا سجده در قبله‌ی اتمر؛ همه‌ی این نیرنگ‌ها یکی پس از دیگری شکست خوردند. سخنگوی طالبان هم صریح گفت: «شما چند فراری بیش نیستید؛ بیایید بیعت کنید وگرنه کسی با شما مصالحه نمی‌کند.»

کشورهای منطقه نیز ماهیت این قماربازان سرنوشت جامعه‌ی تاجیک را به‌ خوبی شناخته‌ اند: دلالانی بی‌ریشه، بی‌برنامه و بی‌آرمان که تنها به نام قوم‌ شان دنبال مأموریت و سهم‌گیری در سفره‌ی قدرت‌ هیبت‌الله اند.
این جماعت ماموریت‌ طلب؛ حالا که در تمام ابعاد سیاسی، نظامی و اجتماعی شکست خورده‌اند، رو به بدخشان‌ ستیزی آورده‌ اند.

روز و شب با نام معادن بدخشان، علیه این قطب قدرت تاجیکان تبلیغات و سیاه‌نمایی می‌کنند. تازه فهمیده‌اند که بدون بدخشان نه افغان یک پشیزشان را می‌خرد، نه منطقه و نه جهان. این‌ها با پول‌هایی که از کمک‌های غربی و از سهم تاجیکان ۳۴ ولایت در بیست سال گذشته اندوخته بودند، خود را فرعونان زمانه می‌پنداشتند و دیگران را برده‌ی فرمان‌ شان. اما حالا معادله عوض شده است؛ امروز در دروازه‌ی هر بدخشانی، از برکت معادنش، چندین لندکروز خواب است و ثروتش هر روز افزون‌تر می‌شود. دیگر آن تحقیر گذشته را نمی‌پذیرند و پاسخ‌ شان را بی‌پرده می‌دهند. آن قده بشکست آن ساقی نماند.

در بیست سال گذشته، با هر روایتی که از سوی بدخشانی‌ها خلق می‌شد؛ نخستین مخالفانش همین‌ها بودند.
در هرات علیه استاد ربانی کودتا کردند، در بن علیه استاد دوباره کودتا کردند، در کابل علیه فرزندش کودتا کردند، علیه روایت ستم ملی و علیه فدرالیسم این ها ایستادند و هنوز مخالفت دارند؛ چون می‌دانند که در نظام فدرالی دیگر کسی این ها را پیاده دفتر هم قبول نمی کند.

حالا که آخرین ابزار معامله‌گری‌شان رنگ باخته، دوباره به جان بدخشانی‌ها افتاده‌اند و از طریق چند چهره‌ی وابسته، تبلیغات گسترده‌ای علیه بدخشانی‌ها در این آواخر راه انداخته اند و مدیریت می‌کنند. اما هی از این خیال باطل.
این ماموریت‌ طلبان باید بدانند که بدخشانی‌ها روایت دارند، اندیشه دارند، رهبر دارند، تاریخ و جغرافیا دارند،جمعیت میلیونی دارند، با سه کشور مرز مشترک دارند از همه مهم تر این که منافع‌شان را به خوبی می دانند و می‌شناسند و هیچ نیاز به راهنمایی شما ندارند؛ شما اگر اینقدر اهل پویایی و دانش بودید، سرنوشت جامعه‌ی تاجیک را این گونه به گند نمی کشیدید.

با همه‌ی نقدهایی که بر طالبان بدخشانی وارد است؛ در بحث هویتی، کارنامه شان صد برابر پاک تر از این رهبران مأموریت‌ طلب است. این گروه باید بداند که بدخشانی دیگر سرباز پروژه‌های آنان نمی‌شود. حتی همان چند نفری که با التماس جذب دفاتر کردید؛ امروز به نیکی می‌دانند که خیانت شما قابل دفاع نیست.
پنج سال مردم را با نام مقاومت فریب دادید. پنج سال برای طالبان زمان خریدید تا خود را جمع و جور کنند و قدرت‌ مند شوند. مقاومت شما نیز نیرنگ بیش نبود و نیست.
این چگونه مقاومت است که در پنج سال یک دهکده را نتوانستید آزاد کنید؟
این چگونه مقاومت است که یک شاهراه را برای یک ساعت نتوانستید ببندید؟
این چگونه مقاومت است که در پنج سال دوی شما سه نشد؟
این چگونه مقاومت است که نه تنها حمایت منطقه را به دست نیاوردید؛ بلکه حمایت نسبی هم‌تباران منطقه را نیز با نیرنگ‌ بازی‌تان از دست دادید؟

بس است!
تجارت، معامله‌گری و فریب جهان و مردم از آدرس تاجیکان دیگر بس است. تاجیک دیگر سرباز شما اقتدار فروشان نمی‌شود.
با جود این که مردم به خوبی می دانند که طالبان دشمن هویت، تاریخ و تمدن شان هستند و معادن شان را غارت می‌کنند؛ اما در شرایط کنونی، همین دشمن آشکار را بر شما معامله‌گران فرسوده و نالایق ترجیح می‌ دهند تا بدانید دشمنی با اقتدار طلبان چه پیامدی راهبردی دارد.
به پاس نام نیک شیر دره ی پنجشیر، به یگانه فرزندش احمد مردم بدخشان هنوز احترام قایل اند؛ کاری نکنید که همان احترام نیز برکنده شود.
اگر به خود نیایید و از عملکردهای ذلت‌بار بیست سال گذشته‌ تان از جامعه‌ی تاجیک افغانستان؛ به ویژه بدخشانی ها رسمآ پوزش خواهی نکنید؛ گزینه‌های دیگر هنوز روی میز است.

نکته پایان این که هدف این نوشته همین چند رهبر مشخص شده است و هیچ ربطی به هم تباران عام تاجیک پنجشیری ما ندارد. ما در روایت توده ها هیچ تفاوتی بین تاجیک تخاری، بدخشاتی، بغلانی، پنجشیری، شمالی و... نداریم.
اما خیانت این رهبران اقتدار فروش و معامله گر قابل بخشش نیست؛ این ها باید رسمآ از جامعه‌ی تاجیک افغانستان پوزش خواهی و از ایجاد اختلاف بیشتر برای منافع شخصی شان در میان جامعه‌ی تاجیک دست بردارند!
حافظ: وظیفه‌ی تو گفتن است و بس.

جلالی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
رهبران
تاجیک
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است