حقایق پشت پرده‌ای نشست فرانکفورت
فارسی‌ستیزی نمادین، گمنامی رهبر، منابع مالی نامعلوم، نزدیکی فکری به کرزی و استفاده ابزاری از تاجیک‌ها، نه پروژه عدالت است، نه نماینده‌ اقوام . این ادامه همان پشتونیزم است 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۱۴    ۱۴۰۴/۱۱/۱ کد خبر: 178736 منبع: پرینت

محمد آصف ضعیفی یک فرد گمنام، بدون پیشینه ای فکری، بدون کتاب، بدون پایگاه اجتماعی، چگونه یکشبه کنفرانس می‌گیرد؟‌ سفر می‌کند؟ رسانه می‌خرد؟ آدم جمع می‌کند و مصارف هوتل و نان و رفت و آمد می پردازد؟

جریان موسوم به (ثبات و اعتماد) برگزار‌کننده‌ای (کنفرانس علمی ۲۷ و ۲۸ دی/جدی در فرانکفورت المان) که به ریاست محمد آصف ضعیفی برگزار می‌شود، از همان نخستین نگاه نه بر عدالت شهروندی، بلکه بر ذهنیت اوغانیت و فارسی‌ستیزی بنا شده است. در لوگوی این جریان، زبان پشتو در جایگاه بالا و زبان فارسی در جایگاه پایین درج شده؛ نمادی که در خراسان هرگز تصادفی نیست.

در کشوری که زبان، ابزار قدرت و حذف بوده است، چنین چینشی پیامی روشن دارد: اولویت با قوم، نه با شهروند. جریانی که حتی در نماد خود نتوانسته به برابری زبانی احترام بگذارد، چگونه می‌تواند مدعی عدالت برای همه اقوام باشد؟
مشکل تنها به لوگو ختم نمی‌شود. این جریان نه گفتمان دولت-ملت دارد، نه برنامه‌ای برای عدالت اجتماعی و نه تعریف روشنی از برابری شهروندی. آنچه دیده می‌شود، بازتولید همان پروژه‌ای کهنه اوغانیت سیاسی است، پروژه‌ای که در دوره شاه با نام (ملت واحد) در زمان کرزی با عنوان (دموکراسی قومی) و امروز با نقاب (ثبات)و (اعتماد) عرضه می‌شود. لباس تغییر کرده، اما ذهنیت همان ذهنیت حذف، برتری‌طلبی و مهندسی قدرت قومی است.

در راس این جریان فردی قرار دارد به نام محمد آصف ضعیفی ، چهره‌ای گمنام، فاقد پیشینه فکری، بدون اثر مکتوب، بدون پایگاه اجتماعی و تقریباً بدون حضور معنادار در تاریخ سیاسی کشور. پرسش اساسی و مشروع این است: چنین فردی چگونه توان برگزاری کنفرانس‌ها، پرداخت هزینه‌های سنگین، مدیریت رسانه‌ای و جمع‌کردن افراد را دارد؟ در سیاست کشور یک قاعده روشن وجود دارد: اگر شخص شناخته‌شده نیست، پروژه است ، و اگر منابع مالی‌اش شفاف نیست، حتما در پشت‌صحنه‌ یک دست قدرتمند وجود دارد.

حال نقش حامد کرزی در این میان قابل چشم‌پوشی نیست. پروژه معرفی کرزی به‌عنوان (بابای ملت) نه اتفاقی است و نه از سر نوستالژی. این پروژه با سه هدف مشخص پیش می‌رود: نخست، تطهیر کرزی از مسولیت مستقیم فاجعه بیست‌ساله، دوم، فاصله‌گذاری تصنعی میان طالب و پشتونیزم برای نجات هویت قومی از بدنامی کامل و سوم، مدیریت و مهار تاجیک‌ها از طریق چهره‌های رام شده‌ای همیشگی چون برادران و خسربره های احمدشاه مسعود، افراد مصرفی و وابسته.
کرزی به‌خوبی می‌داند که طالب بدون پشتونیزم دوام ندارد و پشتونیزم بدون چهره نرم و مدنی مشروعیت نمی‌یابد؛ بنابراین به چنین جریان‌های نیمه‌مدنی و نیمه‌قومی نیاز است.

در این میان، استفاده از چند چهره‌ای تاجیک مصرفی نیز بخشی از سناریوی آشنا است، افرادی که نقش تزیینی دارند تا پروژه رنگ (ملی) بگیرد. وظیفه‌ای آنان شکستن صف مقاومت تاجیکان، مشروعیت‌بخشی ظاهری و تکرار این جمله خطرناک است که (ما هم شریک هستیم) تجربه اما بارها ثابت کرده که سرنوشت این افراد چیزی جز حذف تدریجی، تحقیر سیاسی و مصرف‌شدن کامل نیست.

با کنار هم گذاشتن این واقعیت‌ها از فارسی‌ستیزی نمادین گرفته تا گمنامی رهبر، منابع مالی نامعلوم، نزدیکی فکری به کرزی و استفاده ابزاری از تاجیک‌ها به یک نتیجه ای روشن می‌رسیم که جریان موسوم به (ثبات و اعتماد) نه پروژه عدالت است، نه نماینده‌ای اقوام و نه نماینده برابری. این جریان ادامه همان پشتونیزم است، با زبانی نرم‌تر و لباسی شیک‌تر، پروژه‌ای که هدف نهایی‌اش حفظ برتری قومی، مهار دیگران و نگه‌داشتن زبان فارسی در ردیف دوم است.
عدالت با چنین ذهنیتی هرگز زاده نمی‌شود ، زیرا تبعیض، از همان لوگو آغاز شده است، فریب اینگونه جریان‌ها و کنفرانس هارا نخورید، اینها هیچگاه برای ما عدالت آورده نمیتوانند.

نویسنده: فریده فروغ


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پشتونیزم
نشست فرانکفورت
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است