ترامپ نفت را منفجر می‌کند(2)
ایران لازم نیست ناوگان آمریکا را شکست دهد تا تنگه را ببندد. لازم نیست هر کشتی را غرق کند. کافی است در میان شرکت‌های بیمه وحشت ایجاد کند 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۰۷    ۱۴۰۴/۱۰/۲۶ کد خبر: 178711 منبع: پرینت

ترامپ نفت را منفجر می‌کند: ایران، تنگه‌ی هرمز و فروپاشی بازارها؟
بخش دوم
تنگه‌ی هرمز: گلوگاه نفتی جهان و تهدید سایه‌ها؛
بیایید دربارهٔ تنگه ی هرمز صحبت کنیم.
بسیاری نام آن را شنیده‌اند، اما واقعاً نمی‌دانند با چه چیزی روبه‌رو هستیم. این یک نوار باریک آب است که خلیج فارس را به اقیانوس آزاد متصل می‌کند. در باریک‌ترین نقطه، عرض آن ۲۱ مایل است، اما مسیرهای کشتیرانی، کانال‌های آب عمیق که ابرنفتکش‌ها مجبورند از آن‌ها عبور کنند تا به گل ننشینند، تنها ۲ مایل در هر جهت عرض دارند. دو مایل یعنی تقریباً هیچ.
می‌توان روی عرشه‌ی یک نفتکش ایستاد و ساحل ایران را با چشم غیرمسلح دید.
هر روز، ۲۰ درصد از کل نفت مصرفی جهان از این گلوگاه عبور می‌کند. و نه فقط نفت ایران، نفت عربستان، کویت، عراق، نفت امارات متحده عربی و تقریباً تمام گاز طبیعی مایع‌شده‌ی قطر.

اگر ایران احساس کند که رژیم در آستانه‌ی فروپاشی است، که آمریکا می‌خواهد آن را از نظر اقتصادی نابود کند، می‌تواند تنگه را ببندد، همان‌طور که بارها تهدید کرده است.
کارشناسان نظامی و دریاسالاران بازنشسته در اخبار فریاد می‌زنند:«آن‌ها نمی‌توانند! این خودکشی است! ناوگان پنجم آمریکا ظرف چند روز اوضاع را تحت کنترل درمی‌آورد.» البته. در نبرد دریایی، نیروی دریایی آمریکا پیروز می‌شود.
اما ایران لازم نیست ناوگان آمریکا را شکست دهد تا تنگه را ببندد. لازم نیست هر کشتی را غرق کند. کافی است در میان شرکت‌های بیمه وحشت ایجاد کند.
بیمه‌ی دریایی که عمدتاً در لندن متمرکز است، همان دست نامرئی‌ است که کشتیرانی جهانی را کنترل می‌کند. هیچ کاپیتانی یک نفتکش ۱۰۰ میلیون دالری با محمولهٔ به همان ارزش را بدون بیمه به دریا نمی‌برد.

اگر ایران تنگه را مین‌گذاری کند، یا از تاکتیک «گله‌ی گرگ‌ها» با قایق‌های تندرو و پهپادها استفاده کند و چند نفتکش را آسیب بزند، «لویدز لندن» تنگه را منطقه‌ی جنگی اعلام می‌کند. پس از آن، حق بیمه‌ها فقط دو برابر نمی‌شوند، هزار برابر می‌شوند، یا بیمه به‌کلی لغو می‌شود. اگر بیمه نباشد، کشتی‌ها حرکت نمی‌کنند. نفت در مخازن عربستان باقی می‌ماند.
و مهم نیست سعودی‌ها چقدر نفت می‌توانند تولید کنند، اگر نتوانند آن را بفروشند. این یک سناریوی کابوس‌وار است. این یک شوک عرضه است که می‌تواند قیمت نفت را به ۱۵۰ دالر یا حتی ۲۰۰ دالر در هر بشکه برساند.
این باعث یک رکود جهانی می‌شود که ممکن است از سه‌شنبهٔ آینده آغاز شود. کارخانه‌ها در اروپا تعطیل می‌شوند، چون توان پرداخت هزینه‌ی انرژی را ندارند.
در آسیا خاموشی برق آغاز می‌شود.
و حتی آمریکا، با وجود استقلال انرژی، از این جهش قیمت آسیب می‌بیند، چون نفت یک کالای جهانی است. قیمت در تگزاس به قیمت در دوبی گره خورده است.
در این بازی، یک بازیگر هست که بیش از همه ضرر می‌کند اگر نفت از جریان بیفتد. و آن آمریکا یا اروپا نیست. آن چین است.

پکن حجم عظیمی انرژی از خلیج فارس وارد می‌کند. بزرگ‌ترین خریدار نفت عربستان و نفت ایران است. اگر تنگه بسته شود، چراغ‌ها در شانگهای خاموش می‌شوند.
صنعت چین، که همین حالا هم با بحران املاک و کندی رشد دست‌وپنجه نرم می‌کند، با یک فاجعه روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل است که پکن می‌تواند این جنگ را متوقف کند، یا تبدیل به دلیلی شود که اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود.
ما درباره‌ی «سماورهای»چینی صحبت خواهیم کرد، پالایشگاه‌ها و سیستم بانکی سایه‌ای که چین از طریق آن به ایران پول می‌دهد. اما به یاد داشته باشید: ترامپ این را می‌داند.
او می‌داند که فشار بر ایران، راهی برای فشار بر چین است. این یک ضربه‌ی غیرمستقیم است. او به ایران ضربه می‌زند تا به پکن آسیب بزند.

چرا ترامپ چنین کاری می‌کند؟ چرا وقتی در داخل آمریکا هم مشکلات کم نیست، خاورمیانه را بیدار می‌کند؟ چون ترامپ روی بخش انرژی آمریکا شرط‌بندی کرده است.
مانترای او را به یاد دارید؟ «انجامش دهید، لعنتی ها!» این فقط یک شعار انتخاباتی نیست. این یک استراتژی بقا برای اقتصاد است.
امروز آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی نفت در جهان است. ما بیشتر از عربستان و روسیه نفت تولید می‌کنیم. ما یک ابرقدرت انرژی هستیم.
و چه کسی از جهش قیمت جهانی نفت سود می‌برد؟ اقتصاد آمریکا در مجموع، از طریق بهبود تراز تجاری. شرکت‌های شیل در حوضه‌ی پرمین و داکوتای شمالی برنده می‌شوند.

قیمت‌های بالای نفت یک مکانیزم انتقال پول هستند. پول را از کشورهای واردکننده مثل چین، اروپا و ژاپن بیرون می‌کشند و به کشورهای صادرکننده مثل آمریکا منتقل می‌کنند.
به‌صورت بدبینانه، شوک نفتی به رانندگان آمریکایی آسیب می‌زند که باید بیشتر بپردازند. اما شاخص‌های تولید ناخالص داخلی آمریکا را نسبت به رقبا بهبود می‌بخشد.
صنعت چین را به‌خاطر هزینه‌ی بالاتر انرژی تضعیف می‌کند و کالاهایش را گران‌تر می‌سازد.
اروپا که بعد از، از دست دادن گاز روسیه تشنه‌ی انرژی است، برای گاز مایع آمریکا التماس خواهد کرد. این یعنی بازسازی سلطه‌ی آمریکا از طریق آشوب.
ترامپ به نقشه نگاه می‌کند و می‌بیند که آمریکا تنها کشور بزرگی است که همه‌چیز دارد. در جهانی که در آتش می‌سوزد، پادشاه کسی است که پمپ‌بنزین خودش و فروشگاه خودش را دارد.

اما شما باید به پورتفولیوی (سبد سرمایه‌گذاری) خود نگاه کنید. اگر پورتفولیوی استاندارد «امن» دارید، با ۶۰ درصد سهام و ۴۰ درصد اوراق قرضه، در برابر این طوفان بی‌دفاع خواهید بود.
اوراق قرضه از تورم مثل آتش می‌ترسند. اگر نفت بالا برود، تورم هم بالا می‌رود. این یک رابطه‌ی مستقیم است. اگر تورم بالا برود، فدرال رزرو نمی‌تواند نرخ بهره را کاهش دهد. آن‌ها وعده داده‌اند نرخ‌ها را پایین بیاورند و بازار منتظر است.
اما اگر نفت به ۱۲۰ دالر برسد، ممکن است فدرال رزرو مجبور شود نرخ‌ها را بالا نگه دارد، یا حتی، خدای نکرده، افزایش دهد.
حالا تصور کنید چه می‌شود. اقتصاد به‌خاطر ریسک‌های ژیوپلیتیک کند می‌شود. شاید رکود آغاز شود. و فدرال رزرو مجبور است برای مقابله با تورم ناشی از جنگ، نرخ بهره را بالا ببرد.
این همان رکود تورمی (Stagflation) است: کابوس اقتصادی‌ که از دهه‌ی ۱۹۷۰ به یادگار مانده است. رکود تورمی سهام را نابود می‌کند، زیرا سود شرکت‌ها سقوط می‌کند، اقتصاد وارد رکود می‌شود و ارزش‌گذاری‌ها پایین می‌آید. در همان حال، نرخ بهره بالا می‌رود و فشار مالی بر سرمایه‌گذاران افزایش می‌یابد.

کسانی که وضعیت را درک می‌کنند، از قبل موضع‌گیری کرده‌اند و منتظر اخبار CNN نیستند. به بازار اختیار معامله (options market) نگاه کنید، همه‌چیز در آنجا در حال تغییر است.
معامله‌گران برای اختیار خرید نفت بیش‌ازحد پول می‌دهند. یعنی روی جهش شدید قیمت شرط بسته‌اند. آن‌ها بیمه‌ی سقوط می‌خرند.
و ارزها را فراموش نکنید، به‌ویژه دالر آمریکا. وقتی دنیا به سمت پرتگاه می‌رود، سرمایه‌گذاران کجا می‌دوند؟
یورو؟ نه، اروپا آرام نیست. ین؟ نه. دالر آمریکا. این تمیزترین پیراهن چرک در سبد لباس‌ها است.
اگر در خلیج فارس جنگ شروع شود، دالر به‌شدت تقویت می‌شود. در نگاه اول خوب است، اما این برای بازارهای نوظهور فاجعه است.

کشورهایی مثل ترکیه، برزیل یا اندونزی که میلیاردها دالر بدهی دالری دارند، ناگهان می‌بینند هزینه‌ی خدمت بدهی‌شان ۲۰ درصد در یک شب بالا رفته است.
این می‌تواند به بحران بدهی‌های دولتی منجر شود که از خاورمیانه شروع می‌شود، به آمریکای جنوبی و آسیا سرایت می‌کند و بانک‌های درگیر را فرو می‌ریزد.
و نباید جنگ سایه را فراموش کرد، لایه‌ی نامرئی درگیری که می‌تواند پیش از شلیک اولین موشک، آسیب واقعی وارد کند.
ما می‌دانیم اسراییل و آمریکا فناوری‌های پیشرفته‌ی جنگ سایبری دارند. یادتان هست استاکس‌نت؟ ویروسی که ۱۵ سال پیش سانتریفیوژهای ایران را نابود کرد، آن‌ها را بیش‌ازحد می‌چرخاند و در عین حال روی مانیتورها نشان می‌داد همه‌چیز عادی است.
این ۱۵ سال پیش بود. حالا تصور کنید چه دارند.

اگر به‌ جای بمب روی جزیره‌ی خارک، یک حمله‌ی سایبری باشد که ایستگاه‌های پمپاژ را از کار بیندازد، یا ویروسی که نرم‌افزار مدیریت بارگیری را خراب کند و هیچ‌کس نداند کدام کشتی چه نفتی گرفته، یا هکی که سیستم‌های ایمنی پالایشگاه‌ها را خاموش کند و آتش‌سوزی‌های گسترده ایجاد نماید؟
بازار ممکن است در ابتدا به حمله‌ی سایبری آن‌قدر واکنش نشان ندهد، چون نامرئی است و می‌شود انکارش کرد. ایران می‌گوید «نقص فنی بوده». اما اثرش همان است: نفت بندر را ترک نمی‌کند.

روایت های مالی
جنوری ۲۰۲۶
مترجم: م. نوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
نفت ایران
آمریکا تورم
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است