چرا هر پیروزی به شکست می‌خورد؟
چرا تاجیکان افغانستان، حتی در حداقل‌ترین سطح، از تجربه‌ی تاجیکستان در تثبیت محوریت تباری و هویت سیاسی بهره نمی‌برند؟ 
تاریخ انتشار:   ۱۳:۵۷    ۱۴۰۴/۱۰/۱۰ کد خبر: 178625 منبع: پرینت

محاکمه‌ی تاریخی خودِ ما؛
باور ما بر این است که تاجیکان، پیش از آن‌که انگشت اتهام به سوی «دیگران» دراز کنند و دفتر شِکوه و شکایت بگشایند، ناگزیرند به نقد درون‌زاد خویش تن دهند و با نگاهی آسیب‌شناسانه، ناکامی‌ها، سرخوردگی‌ها و شکست‌های تاریخی خود را واکاوی کنند. هیچ ملتی بدون محاکمه‌ی خویش، به رهایی نرسیده است.
پرسش بنیادین این است، چرا تاجیکان، با وجود پیروزی‌های سیاسی و نظامی مقطعی، همواره در بزنگاه تاریخ دچار شکست می‌شوند؟ چرا دستاوردها به نهاد قدرت بدل نمی‌گردند و پیروزی‌ها به فرسایش می‌انجامند؟ این‌ها پرسش‌هایی نیستند که با شعار پاسخ یابند، این‌ها میدان پژوهش‌اند، نه میدان احساس.

پژوهشگران و اندیشمندان تاجیک باید بی‌پروا بپرسند، چه عوامل ساختاری، فرهنگی و ایدئولوژیک سبب شده‌اند که تاجیکان در جامعه‌ای عمیقاً قوم‌محور چون افغانستان، نه‌تنها به محور قدرت بدل نشوند، بلکه به حاشیه رانده شوند؟ آیا دین‌زدگی سیاسی و ایدئولوژی‌گرایی افراطی، سد راه شکل‌گیری عقلانیت قومی و قدرت سازمان‌یافته بوده است، یا برعکس، ابزاری برای تسلیم تاریخی؟

پرسش اساسی‌تر آن است که چرا تاجیکان افغانستان، حتی در حداقل‌ترین سطح، از تجربه‌ی تاجیکستان در تثبیت محوریت تباری و هویت سیاسی بهره نمی‌برند؟ چرا سیاست‌مداران تاجیک غالباً از نامیدن خویش به عنوان «تاجیک» هراس دارند و به‌جای آن، در هویت مبهم و جنگ‌زده‌ی «افغانی» حل می‌شوند، هویتی که در عمل، پوششی برای بازتولید سلطه‌ی قومی دیگر بوده است؟

از نگاه ما، عامل اصلی شکست، پیش از هر چیز، خودِ ما بوده‌ایم. نه توطئه‌ی صرف، نه جبر تاریخ، بلکه ناتوانی در تولید گفتمان قدرت، فقدان شجاعت هویتی، و فرار از خودآگاهی جمعی. پرسش دردناک اما گریزناپذیر این است: چگونه با وجود چنین پیشینه‌ی درخشان تاریخی، تمدنی و منطقه‌ای، گفتمان بدوی و قبیله‌محور پشتون توانست در سیر تاریخ بر ما حاکم شود؟
این پرسش، اگرچه تلخ است، اما تنها از دل آن است که امکان رهایی زاده می‌شود. ملتی که جرأت نقد خویش را ندارد، محکوم است تا ابد قربانی نقد دیگران باشد.

دکتر نجیب سلام


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تاجیکان افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   💯💯👈👈فارسیزبانان/ترکتباران باید افراد مستقل اندیش، زنده، دلیر، شجاع و پرصدا را در راس شان تعین کنند
مانند دو وکیلان سابق پدرام ها و ذوالفقار.
مسعود ذهنش و دهنش بوی شیر میته که مانند پدرش احمدشاه نیز از لحاظ مبارزه قومی، ترس درونی دارد.

>>>   لالام جان ملت سازی در میان تاجیکان در اقل مقدار خود است تاجیک سرگشته است و سردرگم . ملیت تاجیک راه حل است نه به دنبال افغان افغانستان یا خراسان راه افتادن . با هیچکدام از این ها نمیشود ملت سازی کرد جز ملیت تاجیکی

>>>   اینجا دو دلیل وجود دارد یکی هر کس توان نگهداشتن قدرت را ندارد تا خود را برای ملت پل ساخته و ملت باید به پل رفت ‌آمد کند دوم کسی که به پول ‌و ثروت ارزش زیاتر داد و دین واسلام را زیر پا کرده و مقابل آن ایستاده شد هیچ وقت کامیاب شدنی نیست یک ضرب المثل است می‌گوید تخت خواب بیگانه تا نصف شب است کسی که دین اسلام ملت خود را بخاطر خوشی شرق و غرب زیر پا کرده و بخاطر دالر از تمام ارزش های خود بگذر هیچ وقت کامیاب شدنی نیست و نخواهد شد

>>>   آقای نجیب سلام !
شما ارزیابي تا حدی واقع بینانه از وضعیت تاجکتباران ما نمودند، من می خواهم بملاحظه تاریخ گزشته و و ضعیت موجود بعضی نکات به ان اضافه نمایم :
۱ - نداشتن رهبرى با كفايت، و آگاه از واقعیت جامعه
۲ - نداشتن استراتژی
۳ - حتی نداشتن پلان
بهترین زمان برای تبارز و اثبات شخصیت با کفایت و مستعد تاجکان برای رهبری کشور، شروع سالهای ٧٠ شمسی بود دران وقت یک حکومت تاجکان در افغانستان به رهبری استاد ربانی و مسعود تشکیل شده بود، بکار بود که جمعیت اسلامی و شورای نظار تحت رهبری این دو شخص به مردم افغانستان و جهان یک رهبری باکفایت را نشان می دادند، و ثابت می ساختند که این نمونه بهتر و خوبتر از رهبری کشور نسبت به پښتون ها می باشد، ولی بدبختانه یک احساس کاذب قدرتمند بودن و منافع گروهی، حزبی، سمتی، لسانی و ...مانع اینکار شد، و یک حکومت تک قومی تاجک در در افغانستان شکل گرفت، مسعود به صراحت به همفکران خود اعلان کرد((چاره دگر اقوام را نموده ام، صرف یک قوم باقیمانده است ! ))نتیجه جنگ داخلی و تباهی مملکت بود، و در نهایت باز پښتون ها به شکل طالبان به قدرت رسیدند، اگر رهبران تاجک عاقلانه رفتار می نمودند، و دگران، مخصوصن پښتون ها را هم در قدرت با فیصدی مناسب سهیم می ساختند، مطمئن دولت مجاهدین تحت رهبری استاد ربانی سالهای متمادی دوام میکرد!
اکنون هم تاجکان مخالف طالبان در اکثریت جریان های سیاسی تشکیل شده در خارج در رهبری خود را جا زده و دگر اقوام، مخصوصن پښتون ها در ان به نظر نه می رسند، ما دیدیم که با آمدن تنها یک شخص (حنيف اتمر )چه اندازه مخالفت‌های صورت گرفت، فرض نمایم این ها پیروز شوند، و با همین ترکیب دولت را تشکیل دهند، باز همان آشتی است و همان کاسه! و یک جنگ داخلی دگر !

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است